در سالهای اولیه تحصیل بودیم که با نیمکره شمالی و جنوبی و طول و عرض جغرافیایی و مدار و نصفالنهار آشنا شدیم. در همین درسها نصفالنهار مبدأ هم به ما معرفی شد. یک خط روی نقشه که از وسط دنیا عبور میکند.
شاید خیلی توجه نکرده باشیم؛ ولی زمین گرد است و در واقع وسط ندارد. این خط میتوانست هر جای دیگر این کره هم باشد و آنجا وسط دنیا حساب شود. پس چرا این خط انتخاب شد؟
ماجرا این است که در سال ۱۸۸۴ میلادی در واشنگتن جلسهای با حضور قدرتهای بزرگ آن زمان تشکیل شد و این خط که از جایی نزدیک لندن رد میشود بهعنوان نصفالنهار مبدأ انتخاب شد با اینکه نامزدهای دیگری مثل نصفالنهار پاریس و مکزیک و... هم وجود داشت. به زبان سادهتر در آن دوران که انگلیس بزرگترین قدرت استعماری بود، بقیه قبول کردند که پایتخت انگلیس مرکز دنیا است. البته نه دقیقاً بلکه چند کیلومتر آنطرفتر. اگر توجه کنیم این خط که از قطب شمال تا قطب جنوب کشیده شده است، از نقاط زیادی روی زمین رد میشود؛ ولی اسم گرینویچ روی آن گذاشته شد، جایی نزدیک لندن.
از آن روز تا حالا همه ساعتها با این مرکز تنظیم میشود و همه فاصلهها با نگاه به آنجا اندازهگیری میشود.
این هم یک نمونه دیگر از وجود رد پای استعمار در اطراف و زندگی روزمره ما است. استعمار در ظاهر رفته است؛ ولی در واقع هنوز حضور دارد.