بسیاری از اندیشمندان، مهمترین هدف تربیت را زمینهسازی برای شکوفایی استعدادهای انسان میدانند.
در تربیت صحیح، حتماً آزادی انتخاب و فرصت برای تجربهکردن - بلکه خطاکردن - یکی از ارکان است. اگر اختیار انسان سلب شود و او به ماشینِ انجام کارهای درست تبدیل شود، نمیتوان گفت که تربیت انسان انجام شده است؛ چون این ماشینِ بیاختیار، یکی از مهمترین ویژگیهای انسان را نخواهد داشت. البته همین آزادی و فرصت تجربه نیز نمیتواند بدون قاعده و قانون باشد. مثلاً ما هیچوقت اجازه نمیدهیم یک کودک برای تجربهکردن، به خود یا دیگران آسیبهای جدی وارد کند.
از سوی دیگر، اگر کسی به قواعد رفتاری پایبند نباشد و بدون رعایت اخلاق، ادب، هنجارها و حقوق، به دنبال استفاده از استعدادهای خود باشد، هیچکس او را حاصل یک تربیت صحیح و موفق نخواهد دانست. ما انتظار داریم تربیت منجر به خویشتنداری، احساس مسئولیت، دلسوزی و رعایت حقوق شود.
با این توضیح، معلوم میشود که تربیت نیز یکی از شواهدی است که نشان میدهد عدالت به معنای رعایت حق، در نظر اندیشمندان، بلکه عموم مردم، بر آزادی تقدم دارد. در واقع، ما تربیت را لازم میدانیم تا اختیار و آزادی انسان باعث نقض حقوق خود او و دیگر موجودات نشود. این محدودیت آزادی در چارچوب عدالت، زمینه را برای شکوفایی استعدادهای فرد نیز فراهم میکند.