معروف است که امور فطری اموری هستند که فارغ از زمان و مکان و فرهنگ و غیره در جوامع بشری رایج باشند.
بدون شک عدالت خواهی چنین وضعی داشته و دارد پس میتوان آن را یک خواست فطری دانست که با هیچ روشی نمیتوان بطور کلی آن را از جامعه حذف کرد و
هر نظریه علمی یا سیاست اجرایی که با این میل طبیعی انسانی مخالف باشد ـ بلکه همراه نباشد ـ محکوم به طرد شدن از سوی جامعه خواهد بود.
عموم مردم عدالت را میخواهند بدون اینکه کسی به آنها عدالت خواهی را تعلیم یا القاء کرده باشد و جای خالی آن را حس میکنند حتی اگر نتوانند دقیقاً توضیح دهند که مشکل کجاست.
با این اوصاف اگر کسانی قائل به لزوم یا امکان تحقق عدالت نباشند مجبور خواهند بود فکر خود را پشت اصطلاحات دیگر پنهان کنند و نتوانند به صراحت نظر خود را در عرصه عمومی بیان کنند.