نبرد تمدنی
نبرد برای تأسیس تمدن جدید
درباره
عدالت و آزادی

عدالت و آزادی؛ ادب

 یکی از ویژگی‌های بسیار مهم که هر انسانی باید داشته باشد ادب است. ادب همیشه و همه‌جا برای عقلا مهم بوده و هست. عرف عمومی به ادب خیلی اهمیت می‌دهد و بی‌ادبی را به‌شدت محکوم می‌کند.
 بعضی از رفتارهای مؤدبانه و غیرمؤدبانه در دوره‌های زمانی و فرهنگ‌های مختلف متفاوت است؛ اما رفتارهای بسیاری هست که تقریباً در مؤدبانه بودن آنها اختلافی وجود ندارد.
 در تعریف ادب می‌توان به همین مقدار اکتفا کرد که ادب حالتی است که باعث می‌شود انسان از رفتارهای غیرمؤدبانه خودداری کند و رفتارهای مؤدبانه را انجام دهد، گرچه احتمال دارد با اشتباه یا غفلت یا... خلاف این از او سر بزند.
 همچنین می‌توان گفت که ادب به معنای قوانین رفتاری یک عرف است. طبق همین تعریف است که مردم می‌گویند: "ادب اینجا چنین حکم می‌کند"
 صرف‌نظر از تعاریف ممکن، معلوم است که ادب باعث محدودیت رفتارهای ما می‌شود و در هر موقعیت بعضی رفتارها را مجاز و آزاد و بعضی دیگر را ممنوع اعلام می‌کند.
 این ویژگی ادب، آن را در مقابل تصور ابتدایی و لفظی از آزادی قرار می‌دهد که تقریباً همان آزادی منفی است که قبلاً به آن اشاره شد. در این نگاه آزادی به معنای عدم محدودیت و ممنوعیت است گرچه هیچ‌گاه چنین آزادی در عمل ممکن نبوده و توصیه نشده است.
 اما عدالت حتی در معانی اولیه خود که همان رعایت حق و قرار گرفتن هر چیز در جای خود باشد، نه‌تنها با ادب تقابل ندارد بلکه می‌توان ادب را نوعی عدالت دانست و گفت ادب همان عدالت در رفتار از نظر عرف است؛ یعنی عرف رفتار مؤدبانه را مطابق حق و به‌جا می‌داند چنان‌که می‌توان تقوا را عدالت رفتاری از نظر دین دانست.
 از آنچه گذشت می‌توان نتیجه گرفت که عرف عمومی عدالت را در رفتار بر آزادی ترجیح داده است و به همین خاطر با وجود محدود شدن آزادی با ادب، با صراحت و تأکید بر لزوم رعایت ادب اصرار دارد.
 این می‌تواند شاهدی قوی بر اولویت عدالت بر آزادی باشد؛ همان مطلب اصلی که در بخش‌های قبل نیز بیان شده بود.