برای موفقیت در رسیدن به یک هدف، نظم و برنامهریزی ضروری است. بدون نظم و برنامهریزی، فعالیتهای ما مجموعهای از اقدامات پراکنده خواهد بود که منتهی شدن آن به هدف مورد نظر تقریباً محال است.
برنامهریزی یعنی تعیین جای مناسب برای هر کار که مقدمهای برای ایجاد نظم است. نظم نیز به معنای قرار گرفتن هر چیز در جای تعیینشده خود است.
این تعریف از نظم به عدالت بسیار نزدیک است، بلکه میتوان گفت نظم همان عدالت در عمل است.
در عین حال، نظم و برنامهریزی محدودیت ایجاد میکنند. با برنامهریزی، تصمیم میگیریم که در هر زمان مشخص، تنها یک اقدام خاص انجام شود و سایر اقدامات کنار گذاشته شوند. این یعنی ما آزادی انتخاب خود را در آن لحظه محدود کردهایم.
بنابراین، موفقیت در رسیدن به اهداف از مسیر عدالت ممکن میشود که در قالب نظم و برنامهریزی بروز مییابد.
در مقابل، آزادی مطلق در رفتار - یعنی انجام کارها در هر زمان و مکان بدون پایبندی به نظم و برنامه - احتمال موفقیت را تقریباً از بین میبرد.
البته آزادی برای رسیدن به هدف لازم است. بدون آزادی و حق انتخاب، برنامهریزی بیمعنا خواهد بود. اما پس از تصمیمگیری، عدالت در رفتار - که در قالب نظم نمایان میشود - ما را به نتیجه مطلوب میرساند.
افزون بر این، همانطور که در بخشهای دیگر این مجموعه اشاره شد، وجود آزادیِ کافی خود یکی از مصادیق عدالت است.
آنچه گفته شد یک شاهد دیگر برای اولویت جایگاه عدالت بر آزادی در تنظیم امور زندگی است.