رسانهها نهادهای گران قیمت و پرخرجی هستند. تأسیس رسانهای که بتواند در این بازار شلوغ با حضور رقبای پر قدرت، برای خود جایی باز کند، نیازمند به خدمت گرفتن امکانات، روابط، مدیران، کارکنان ماهر و... است. در ادامه هم برای نگهداری این امکانات و سازمان هزینههای جاری زیادی لازم است.
قبول اینکه این نهادهای پر خرج صرفا برای انتشار حقیقت خالص فعالیت میکنند و مالکان آنها صرفا برای آگاهی ما از واقعیت چنین هزینه های گزافی را قبول میکنند، آسان نیست. بخصوص در روزگاری که کم کم همه چیز کالا و همه جا بازار میشود و هدف اصلی و معیار موفقیت هم سود دانسته میشود. در این فضا رسانهها را نیز باید بنگاههای پر خرج و البته پر بازده دانست که میتوانند هزینه های هنگفت خود را توجیه کنند.
حتی اگر فرض کنیم هدف رسانه ها صرفا انتشار واقعیت باشد، باز هم این همه زحمت نمی تواند بدون تعلق خاطر به یک طرز فکر و نگاه خاص به حقیقت باشد. کسانی که این همه هزینه و وقت و نیرو را صرف انتشار و مجموعه ای از پیام ها میکنند، باید انسان هایی با انگیزه های قوی و عمیق باشند. واقعیت خشک بدون چاشنی حس و علاقه نمیتواند چنین انگیزه ای ایجاد کند.
به بیان دیگر رسانهها گران قیمت تر از آن هستند که صرفا خیریه باشند.
ما نمیتوانیم به احتمال جهت دار بودن فعالیت رسانه ها اعتنا نکنیم و ذهن خود را به راحتی به ایشان تسلیم کنیم.