نبرد تمدنی
نبرد برای تأسیس تمدن جدید
درباره
قدرتِ ثروت

قدرتِ ثروت؛ موفقیت، فرهنگ، سرمایه

گروه‌های اقتصادی قدرتمند از طریق اقدامات نمایشی و تاثیرگذاری بر سبک زندگی مردم نیز قدرت و تغییرات اقتصادی مطلوب خود را به جامعه تحمیل می‌کنند. این روش‌ها نه تنها افکار عمومی، بلکه تصمیم‌گیران دولتی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در ادامه به برخی روش‌های این نوع نفوذ پرداخته شده است.

۱. ایجاد موفقیت‌های سریع برای طرح‌های مطلوب

در این روش، گروه‌های اقتصادی، به سرعت و با سرمایه‌گذاری کلان بر روی پروژه‌های خاصی که مورد علاقه‌شان است (مانند احداث یک مجتمع تجاری بزرگ یا یک پروژه عمرانی یا حتی یک تصمیم اقتصادی)، آن‌ها را به موفقیت می‌رسانند. هدف آنها از این کار «نمایش موفقیت» و اثبات کارایی روش اقتصادی مورد نظرشان است.

مردم با دیدن این «موفقیت‌های سریع»، ناخودآگاه به برتری رویکرد این گروه‌ها ایمان می‌آورند. این امر مشروعیت و اعتبار زیادی برای آن‌ها ایجاد می‌کند و فشار عمومی برای دنبال کردن سیاست‌های اقتصادی مورد حمایت آن‌ها افزایش می‌یابد، حتی اگر این سیاست‌ها در بلندمدت به نفع عموم نباشد.

۲. مدیریت فرهنگ مصرف مردم و ایجاد مانع برای تغییرات اقتصادی

این گروه‌ها با استفاده از تبلیغات گسترده، سرمایه‌گذاری در صنایع فرهنگی و ایجاد «روند»های جدید، سبک زندگی و الگوهای مصرفی خاصی را در جامعه ترویج و نهادینه می‌کنند. برای مثال، آن‌ها ممکن است مصرف کالاهای لوکس، استفاده از خودروهای شخصی به جای حمل‌ونقل عمومی یا یک رژیم غذایی خاص را به عنوان «امری طبیعی و مطلوب» جلوه دهند.

هر طرحی برای اصلاح الگوی مصرف، مالیات بر کالاهای لوکس یا حمایت از کالای داخلی، با مقاومت شدید مردمی روبرو می‌شود که فرهنگ مصرفشان توسط این گروه‌ها شکل گرفته است. در واقع، آن‌ها ترجیحات مردم را طوری می‌سازند که بعدها بتوانند بگویند «ما فقط خواسته مردم را برآورده می‌کنیم».

۳. استفاده از صندوق‌های ثروت ملی و سرمایه‌گذاری دولتی برای اهداف سیاسی

گروه‌های اقتصادی بزرگ گاهی از طریق ارتباطات خود، بر نحوه مدیریت و سرمایه‌گذاری صندوق‌های ثروت ملی (که متعلق به کل مردم است) یا شرکت‌های سرمایه‌گذاری دولتی تأثیر می‌گذارند. آن‌ها این نهادها را ترغیب می‌کنند تا در پروژه‌ها یا شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که به نفع مستقیم یا غیرمستقیم آن گروه‌ها باشد.

این کار باعث انحراف منابع ملی از اهداف توسعه پایدار و منافع عمومی به سمت پروژه‌های خاص و انحصاری می‌شود. در واقع، پول مردم از طریق مکانیزم‌های به ظاهر قانونی، برای تقویت انحصارها و ثروتمندتر کردن گروه‌های خاص استفاده می‌شود. این امر نه تنها به اقتصاد آسیب می‌زند، بلکه مشروعیت نهادهای عمومی را نیز خدشه‌دار می‌کند.

اسراف ثروت حکومت سرمایه داری مردم