از مجموع آنچه بیان شد معلوم میشود که باوجود اختلافنظر در تعریف عدالت و آزادی و تنوع شاخههای مفهومی آنها، میتوان با قاطعیت گفت: عدالت مرجع اصلی تعیین اولویتها و رفع تعارض میان ارزشها و حقوق است. آزادی نیز بهعنوان یکی از حقوق مهم باید در جای عادلانه خود قرار گیرد.
این مطلب حداقل میتواند نیاز به بازنگری در مکاتبی که آزادی را اصل اساسی و ریشهای در همه ابعاد زندگی میدانند را نشان دهد. این بازنگری و اصلاح باتوجهبه حضور و غلبه عمیق این مکاتب در همه عرصههای زندگی امروز، بسیار مهم است.
اگر کسی در پیچوخم اختلافات نظری و تعاریف متنوع سردرگم شده باشد باز هم میتواند در حد لزوم بازنگری در مبانی فکری دنیای امروز با ما همراه شود و تأیید کند که آزادی در جایگاهی بالاتر از آنکه باید باشد قرار گرفته است و بخش مهمی از مشکلات دنیای امروز به این اشتباه فکری برمیگردد. حتی اگر کسی در مورد جایگاه عدالت بهعنوان ملاک و مرجع با ما موافق نباشد، در مورد نیاز به تجدیدنظر در جایگاه مفهوم آزادی موافق خواهد بود. همین توافق ابتدایی میتواند نخستین گام برای عبور از وضع موجود و حرکت بهسوی جهانی نو و عادلانهتر باشد.