امکانات اقتصادی اصلیترین ابزار نفوذ قدرت اقتصادی بر سیاستها و تصمیمات کلان کشور است. گروههای اقتصادی بزرگ با استفاده از منابع مالی و کنترل بازار، میتوانند دولتها را تحت فشار قرار دهند و سیاستهایی را به نفع خود تحمیل کنند. در ادامه به روشهای مختلف این نفوذ پرداخته شده است.
۱. تهدید دولت به خروج سرمایه
در این روش، سرمایهداران و صاحبان صنایع به صراحت یا به صورت ضمنی به دولت اعلام میکنند که اگر سیاستهای مورد نظرشان اجرا نشود، سرمایه خود را از کشور خارج خواهند کرد. این تهدید میتواند در قالب مصاحبههای مطبوعاتی، نامه سرگشاده یا ملاقاتهای خصوصی با مقامات انجام شود.
این کار یک اهرم فشار قوی ایجاد میکند، زیرا خروج ناگهانی سرمایه میتواند به بحران اقتصادی، کاهش ارزش پول ملی و افزایش بیکاری منجر شود. دولتمردان اغلب برای جلوگیری از این عواقب، مجبور میشوند در مقابل خواستههای این گروهها کوتاه بیایند و سیاستهایی را اجرا کنند که ممکن است به نفع عموم مردم نباشد.
۲. شکست طرحهای غیر همسو با هدایت سرمایه
گروههای اقتصادی بزرگ میتوانند عمداً از مشارکت در طرحها و پروژههای کلان دولتی که با منافع آنها همسو نیست خودداری کنند. حتی ممکن است با استفاده از نفوذ خود، دیگر سرمایهگذاران را نیز از مشارکت در این طرحها منصرف کنند.
این کار باعث میشود پروژههای مهم ملی که برای توسعه کشور ضروری هستند، به دلیل کمبود سرمایهگذاری با شکست مواجه شوند. سپس این گروهها میتوانند از این شکست به عنوان مدرکی برای اثبات ناتوانی دولت در مدیریت اقتصاد استفاده کنند و دولت را به پذیرش سیاستهای مورد نظر خود مجبور کنند.
۳. ایجاد بحران در بازار کار با تعدیل نیرو
شرکتهای بزرگ میتوانند به صورت هماهنگ اقدام به تعدیل گسترده نیروی کار کنند یا سرمایهگذاریهای جدید خود را متوقف نمایند. این کار معمولاً در پاسخ به سیاستهای دولت که مورد قبول آنها نیست انجام میشود.
این اقدام باعث افزایش ناگهانی نرخ بیکاری و ایجاد نارضایتی عمومی میشود. دولت تحت فشار افکار عمومی مجبور میشود سیاستهای خود را تغییر دهد تا این گروهها را به بازگشت به بازار کار و سرمایهگذاری ترغیب کند. در واقع، آنها از کارگران به عنوان گروگان استفاده میکنند.
۴. احتکار و مدیریت عرضه برای ایجاد فشار
گروههای انحصاری میتوانند با احتکار کالاهای اساسی یا مدیریت مصنوعی عرضه، عمداً باعث ایجاد کمبود در بازار شوند. این کار میتواند در مورد هر کالایی انجام شود.
این اقدام مصنوعی باعث افزایش قیمتها و ایجاد اضطراب در جامعه میشود. مردم ناراضی به دولت فشار میآورند تا مشکل را حل کند، و دولت مجبور میشود با گروههای احتکارکننده مذاکره کرده و به خواستههای آنها تن دهد تا عرضه کالاها به حالت عادی بازگردد.
۵. تسلط بر زیرساختهای حیاتی
وقتی شرکتهای خصوصی زیرساختهای حیاتی مانند شبکههای انرژی، ارتباطات، حملونقل یا سیستمهای آبرسانی را در دست داشته باشند، میتوانند از این موقعیت برای اعمال فشار استفاده کنند.
این وابستگی باعث میشود دولت نتواند در مقابل خواستههای این شرکتها مقاومت کند، زیرا هرگونه اختلال در این خدمات میتواند به بحران عمومی منجر شود. این شرکتها میتوانند با تهدید به قطع یا کاهش خدمات، دولت را مجبور به پذیرش شرایط خود کنند.