نبرد تمدنی
نبرد برای تأسیس تمدن جدید
درباره
قدرتِ ثروت

قدرتِ ثروت؛ بازی در پشت صحنه

یکی از قدرتمندترین ابزارهای قدرت اقتصادی برای تأثیرگذاری بر سیاست‌های کشور، لابی‌گری و نفوذ مستقیم در مقامات دولتی است. این روش‌ها اغلب در پشت صحنه اتفاق می‌افتند و به شکل‌های مختلف، قدرت اقتصادی را به قدرت سیاسی تبدیل می‌کنند. در ادامه، به برخی از روش‌های این نفوذ پرداخته شده است.

۱. لابی‌گری با مقامات دولتی و نمایندگان مجلس

لابی‌گری به معنای اعمال نفوذ سازمان‌یافته و حرفه‌ای برای تأثیرگذاری بر تصمیمات مقامات دولتی و نمایندگان قانون‌گذاری است. لابی‌گران که معمولاً وکلای باتجربه یا متخصصان ارتباطات هستند، با ملاقات مستقیم با تصمیم‌گیران، ارائه داده‌های به‌ظاهر موجه و پیش‌نویس قوانین، سعی در تغییر یا تصویب مقررات به نفع کارفرمایان خود دارند.

این کار باعث می‌شود قوانین و مقرراتی که باید به نفع عموم مردم باشد، در پشت درهای بسته و بر اساس خواست گروه‌های خاص اقتصادی نوشته شود. نتیجه آن تصویب قوانین مالیاتی سبک، مقررات‌زدایی از صنایع خاص یا اعطای انحصارهایی است که رقابت را محدود و سود شرکت‌های حامی را تضمین می‌کند.

۲. اثرگذاری بر انتخابات با پول

این روش مکمل نفوذ رسانه‌ای است و شامل تأمین مالی مستقیم رقابت انتخاباتی نامزدهای همسو می‌شود. این کمک‌های مالی می‌تواند برای هزینه‌های تبلیغاتی، برگزاری گردهمایی‌ها و استخدام گروه‌های حرفه‌ای مدیریت تبلیغات صرف شود.

نتیجه این روش، وابستگی نامزدها به حامیان مالی خود است. پس از پیروزی، این مقامات منتخب به‌جای نمایندگی از کل مردم، در واقع به حامیان ثروتمند خود پاسخگو خواهند بود.

۳. استخدام مقامات دولتی سابق (دربِ چرخان)

پدیده "درب چرخان" به جابجایی افراد بین پست‌های نظارتی دولت و شرکت‌های تحت نظارت همان دولت اشاره دارد. یک مقام دولتی که بر یک صنعت خاص نظارت دارد، پس از ترک دولت ممکن است با حقوقی کلان توسط یک شرکت بزرگ در همان صنعت استخدام شود.

این کار دو اثر مخرب دارد: اول، آن مقام در دوران تصدی خود ممکن است با ملایمت با شرکت آینده خود برخورد کند. دوم، این افراد از ارتباطات و اطلاعات محرمانه دولتی برای پیشبرد منافع شرکت جدید خود استفاده می‌کنند. این امر مرز بین ناظر و تحت نظارت را محو می‌کند.

۴. ایجاد اتحادیه‌ها و انجمن‌های صنفی قدرتمند

در این روش، بازیگران بزرگ یک صنف خاص (مثل بانک‌ها، شرکت‌های نفتی یا فناوری) با تشکیل اتحادیه یا انجمن صنفی قوی، به‌صورت جمعی به لابی‌گری می‌پردازند. این اتحادیه‌ها که نماینده کل یک صنعت هستند، نیروی چانه‌زنی بسیار بیشتری نسبت به یک شرکت منفرد دارند.

این نهادها با ارائه آمار و تحلیل‌های یک‌سویه، تصمیم‌گیران را تحت فشار می‌گذارند تا سیاست‌هایی را اجرا کنند که به نفع کل آن صنعت (و معمولاً به ضرر مصرف‌کننده یا رقبای کوچک) است. آن‌ها اغلب می‌توانند با تهدید به ایجاد اختلال در اقتصاد، خواسته‌های خود را به دولت تحمیل کنند.

۵. حمایت از احزاب و جناح‌های مختلف به‌صورت همزمان

برخی از قدرت‌های اقتصادی بسیار بزرگ، برای کاهش ریسک سیاسی خود، از احزاب و جناح‌های مختلف (چه چپ و چه راست) به‌صورت همزمان حمایت مالی می‌کنند. آن‌ها برنده انتخابات را شرط‌بندی نمی‌کنند، بلکه مطمئن می‌شوند که برنده انتخابات، به ایشان بدهکار است.

این راهبرد تضمین می‌کند که فارغ از هر دولتی که روی کار بیاید، منافع مجموعه‌ها محافظت خواهد شد. این کار نظام سیاسی را به‌طور کامل در خدمت منافع ثروتمندان قرار می‌دهد و امکان هرگونه تغییر واقعی را از طریق صندوق رأی از بین می‌برد.

ثروت حکومت قانون