معمولاً وقتی از "قدرت" سخن میگوییم، ناخودآگاه به سیاست و حکومت فکر میکنیم. اما در پشت پردهی تصمیمات سیاسی و قوانین مصوب، قدرت دیگری فعال است که اگر مؤثرتر از قدرت سیاسی نباشد، کمتر از آن نیست؛ قدرتی که سیاست اغلب بازتابی از حرکات و ارادهی آن است.
این قدرت، نه در ساختمانهای مجلس و دولت، که در دفتر مرکزی شرکتهای بزرگ، در جلسات هیئتمدیرهها و در جریان سرمایه شکل میگیرد. برای درک واقعی آنچه در جامعه میگذرد، نباید تنها به تحولات سیاسی نگاه کرد. باید جریانهای اقتصادی، انتقال سرمایهها و تغییر مالکیتها را زیر نظر گرفت. اینجاست که نقشهی واقعی قدرت نمایان میشود.
ثروت میتواند رسانهها را بخرد، انتخابات را هدایت کند، افکار عمومی را شکل دهد و حتی فرهنگ و آموزش را جهتدهی کند. در این مجموعه، به سازوکارهایی میپردازیم که از طریق آن، قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی و در نهایت، جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد.