از نظر عموم مردم دولت در قبال امنیت، فرهنگ، معیشت، سلامت، آموزش و سایر عرصههای زندگی مسئول است و مسئولیت هر گونه اختلال در این عرصه ها متوجه دولت است.
رواج تفکرات اقتصادی بازار گرای افراطی می تواند باعث شود که هر چیزی که نام دولتی داشته باشد نفی و تقبیح شود و به تدریج حضور دولت در همه عرصه های زندگی نامطلوب تلقی شود.
اگر این نگاه به دولت هم نفوذ کند و مدیران دولتی هم فکر کنند که دولت همواره فقط باید ناظر روابط بازار و جامعه باشد و هیچ کاری قرار نیست انجام بدهد، مسئولیت پذیری و پاسخگویی دولت در برابر جامعه در خطر جدی قرار خواهد گرفت.
این مسئله در نظام های مبتنی بر انتخابات که مردم نظرات و نارضایتی خود را از طریق ایجاد تغییرات در حاکمیت منعکس می کنند نگران کننده تر است چون بازار در معرض رأی مردم قرار نمیگیرد و خود را نسبت به بسیاری از نیازهای عمومی هم مسئول نمی داند. اگر دولت هم خود را مسئول نداند، مردم راه کم هزینه دیگری برای تغییر اوضاع ندارند و ناچار به راه های پر هزینه متوسل خواهند شد.
تجربه های مکرر از منتهی شدن تفکر بازار گرای افراطی به ناآرامیهای اجتماعی در کشورهای مختلف می تواند باعث توجه بیشتر به این فرآیند خطرناک شود.