در گفتمان عدالتمحور، نه فرد و نه جامعه، هیچکدام بهطور مطلق اولویت ندارند و مانند سایر امور، عدالت به معنای رعایت حق است که اهمیت دارد.
همانطور که نمیتوان تقدم همیشگی فرد بر جامعه را عادلانه دانست، تقدم همیشگی جامعه نیز عادلانه نیست. اگرچه موارد اولویت حق جامعه بیشتر است چون افراد بیشتری ذینفع حق جامعه هستند ، اما این اولویت همیشگی نیست. عدالت، همانقدر که بر رعایت حق جامعه در موارد بیشتر اصرار دارد، بر رعایت حق فرد در موارد کمتر نیز اصرار میورزد و اجازه نادیده گرفتن حق فرد را در موارد معدود نمیدهد.
علاوه بر این، همواره تقدم و اولویت یکی به معنای حذف و طرد دیگری نیست، بلکه اقتضای عدالت این است که حق هر یک تا حد امکان رعایت شود. اگر بتوان به گونهای عمل کرد که در کنار تأمین یک حق بزرگ برای فرد یا جامعه، بخشی کوچک از حق دیگری را نیز تأمین کرد، عدالت حکم میکند که حتماً همانگونه عمل شود. مثلاً، اگر لازم است یک کسبوکار به دلیل شرایط جامعه محدود شود، نباید بهطور کامل تعطیل گردد، بلکه فقط در حد لازم محدود شود.
این گفتمان از فردگرایی و جامعهگرایی مصطلح عبور میکند و راه سومی را ارائه میدهد که مزایای هر دو را بدون معایب آنها داشته باشد.