دکتر استرنج، آواتار، آخرین سامورایی، رقصنده با گرگ ها و...
داستان های زیادی در سینما دیده ایم که در آن یک غربی وارد یک محیط غیر غربی می شود و جذب آن فرهنگ و محیط می شود تا جایی که حتی از بهترین های آن محیط هم پیشی می گیرد و به رهبری آن جامعه می رسد و مشکلات سخت که گاهی سابقه طولانی هم دارند را حل میکند.
در نگاه اول آن احترام و اهمیت دادن به فرهنگ و سنت یک جامعه غیر غربی است که جلب توجه می کند ولی در ادامه باز هم خود برتر بینی و غرور ناشی از دوران استعمار خود را نشان میدهد و اعلام میکند که ما غربی ها برتر هستیم و حتی اگر مثل غیر غربی ها بشویم باز هم بهتر از خودشان مثل آنها می شویم.
مورد بسیار جالب تر پاندای کونگ فو کار است. او اهل شرق است ولی منش و نگاه شرقی ندارد و بیشتر غربی و اباحهگرایانه فکر و عمل میکند، ولی باز هم قهرمان اوست. قهرمانی که روستا را از محصول تربیت شرقی یعنی تایلانگ نجات میدهد