علم که قرار بود نجات بخش جهان باشد، اسیر بازی های قدرت و ثروت شده است. هم از دستاورد های او سواستفاده می شود و هم احترام اصحاب او رعایت نمیشود.
اوپنهایمر در این فیلم سخت ترین نمونه اسارت علم و عالم در دست قدرت و ثروت است.
نولان پس از آن حماسه باشکوه علمی در اینترستالار به این مرثیه تلخ علمی رسیده است. آیا نولان می داند که چگونه می توان ریشه های این اسارت تلخ علم را در همان نگاه نادرست که در آن حماسه سرایی وجود داشت جستجو کرد؟
در فیلم تنت هم دیدیم که تسلط بر زمان از طریق علم چگونه ابزار جنایت شد و بجای آرامش، جنگ ایجاد کرد.