درست نیست که عدالت در فرایند را از عدالت در نتیجه جدا کنیم. اگر فرایندها واقعاً عادلانه باشند به نتایج ناعادلانه منجر نخواهند شد، مگر اینکه در اجرا اشکال وجود داشته باشد. وگرنه اگر یک فرایند ذاتاً به بیعدالتی ختم میشود، چطور آن را عادلانه بنامیم؟
البته که اشکال عملی و اجرای غلط غیر از اشکال در فرایند است. وقتی اشکال عملی و اجرایی اساسی وجود دارد، در واقع فرایند اجرا نشده و مقصر نیست.
مسئله این است که اگر یک فرایند و نظریه فرصت مناسب برای اجراشدن پیدا کرد و به نتایج ناعادلانه منجر شد، نمیتوان به اعتبار عدالت فرایندی نتایج را توجیه کرد.
از سوی دیگر واضح است که عدالت فقط در نتیجه قابلقبول نیست؛ بلکه اصلاً ممکن نیست. بعید است کسی فکر کند که فرایندهای ناعادلانه بتوانند به نتایج عادلانه ختم شوند.