مهم ترین پایه ارزش و احترام عالم و استاد در فرهنگ ها و سنتهای مختلف، ارزش و احترام خود علم بوده است. فرهنگ هایی که علم را دارای ارزش ذاتی و مقدس می دانند برای اصحاب و اهالی این امر محترم و مقدس هم ارزش و احترام قائل شده اند. بطور خاص ادیان الهی که علم را به معنای شناخت خدا و آثار حکمت و قدرت او در خلقت و بهترین راه برای خدمت به خلق خدا معرفی می کنند، تقدس ویژه ای برای علم و عالم در نظر می گیرند. طبعاً شاگردان نیز نسبت به کسانی که این گوهر ارزشمند را به ایشان منتقل می کنند احساس احترام و سپاس گزاری دارند.
ولی اگر علم از جایگاه ارزشمند تاریخی خود خارج شود و بجای آینه حقیقت ابزاری برای رسیدن به منافع و مطامع باشد، دیگر جایی برای احترام و تقدس باقی نمی ماند. صاحبان و اهالی چنین علمی هم جز خادمان امیال بشر نخواهند بود و استاد هم چندان فرقی با یک فروشنده ابزار نخواهد داشت.
می توان گفت روزگاری که خود را عصر علم نامیده و بر محوریت علم اصرار دارد، بخاطر اشتباهات معرفتشناختی در عمل به ارزش و جایگاه علم و عالم لطمه زده است.