نبرد تمدنی
نبرد برای تأسیس تمدن جدید
درباره
قارونیسم

کارکنان

قرآن می‌گوید که جابه‌جایی گنج‌های قارون برای جمعی از افراد توانمند و دارای قوه دشوار بود. (۱) ممکن است این فقط یک تشبیه برای ارائه مقیاس و بیان زیادی گنج‌های قارون باشد و ممکن است واقعاً چنین گروهی وجود داشته و قارون جمع بزرگی از کارگران یا بردگان نیرومند در اختیار و استخدام داشته است.
در ادامه قرآن می‌گوید که قارون همراه با زینت خود خارج شد. (۲) به نظر می‌رسد این زینت شامل آن گنج‌ها نیز باشد. البته احتمال اینکه این زینت لباس‌های فاخر و جواهرات کم‌نظیر بوده نیز مطرح است، اما از طرفی قرآن در جای دیگری زینت زندگی دنیا را مال و فرزندان معرفی کرده است (۳) از طرف دیگر، ظاهراً این خروج یک واقعه خاص بوده که قارون به شکل ویژه اقدام به نمایش دارایی‌های خود کرده باشد، ولی لباس و جواهر به‌طور معمول همراه ثروتمندان است و واقعه خاص محسوب نمی‌شود. علاوه بر این، معمولاً ثروتمندان بزرگ عده زیادی از کارکنان و بردگان در اختیار دارند و قارون نیز به احتمال زیاد همین‌طور بوده است. در تفاسیر هم بیان شده است که قارون همراه با دارایی و اعوان و انصار خود برای نمایش خارج شد.
اگر خروج قارون همراه با گنج‌های او بوده باشد، پس حضور آن گروه صاحب توان نیز لازم است تا اجرای این نمایش تجملاتی را برعهده بگیرند و کاروان گنج‌ها را پیش چشم مردم به حرکت درآورند. حتی اگر خروج او همراه خادمان و بردگان نبوده باشد، باز هم به احتمال قوی مانند بیشتر ثروتمندان عده زیادی از افراد با توانایی‌ها و استعدادهای مختلف در استخدام یا در اختیار او بوده و امور مربوط به اموال فراوان او را انجام می‌داده‌اند. لابد طبق معمول سختی‌ها و رنج‌ها در ازای یک دستمزد مختصر سهم این گروه مستخدم و افتخار و استفاده‌ها سهم قارون بوده است.
وقتی خانه قارون همراه او به زمین فرو رفت (۴)، برای این جمعیت نوکران و کارکنان چه اتفاقی افتاد؟ آیا فرو رفتن خانه به معنای فرو رفتن خدم و حشم خانه نیز هست؟ آیا کسانی که دستیار و همکار قارون در این بغی و طغیان و تجمل بودند، در عذاب نیز همراه او بودند؟ آیا یاری قارون باعث شد سرنوشت یاری‌کنندگان به سرنوشت او گره بخورد؟ البته معلوم است که همکاری و معاونت داوطلبانه و اگاهانه با بردگی و استخدام بخاطر نیاز تفاوت اساسی دارد.
این سؤالات وقتی مهم‌تر و نگران‌کننده می‌شود که توجه کنیم امروز نیز هر یک از قارون‌های سرمایه‌دار جمع عظیمی از کارکنان در اختیار دارند. امروز هم بار سنگین مدیریت و رشد سرمایه‌های عظیم بر دوش جمع زیادی از افرادی است که واجد توانایی و استعدادهای مختلف هستند. این کارکنان استخدام‌شده هستند که باعث می‌شوند سرمایه‌داران بزرگ با خیال راحت مشغول تفاخر و تجمل و فساد در زمین شوند. برندهای مشهور، شرکت‌های عظیم، سهام باارزش، رتبه‌های اعتباری برتر و مانند آن متعلق به سرمایه‌داران بزرگ است؛ ولی با تلاش و فکر هزاران مدیر و کارشناس و میلیون‌ها کارمند و کارگر در سراسر جهان به دست آمده است. همین که آن قارون‌ها بالای دست جمع بزرگی از این متخصصان و نخبگان قرار گرفته‌اند نیز غرور و تکبر آنان را دو چندان می‌کند.
شکل جدید این رابطه در آنچه ممکن است سرمایه‌داری پلتفرمی نامیده شود، بروز کرده است. آنجا که میلیون‌ها کاربر با فعالیت خود باعث رشد سرمایه مالکان بسترهای فضای مجازی می‌شوند بدون اینکه سهمی از آن داشته باشند. در این رابطه کارکنان ارزش آنچه ایجاد می‌کنند را نمی‌دانند و به دریافت مقداری خدمات رایگان که معلوم نیست از لحاظ ارزش چقدر با کار آنها برابری کند راضی می‌شوند. یا اینکه در ازای داشتن فرصت استفاده از این بستر سود سرشاری برای مالکان ایجاد می‌کنند بدون اینکه مالکان ابزار فعالیت یا امتیازات خاصی به آنها ارائه دهند. درعین‌حال اینجا هم عده زیادی از بهترین برنامه‌نویسان، مهندسان و متخصصان دیگر برای سرمایه‌داران بزرگ ثروت و شهرت و موفقیت ایجاد می‌کنند.
البته استخدام و سلسله‌مراتب کاری که بر اساس تفاوت استعدادها و موجب هم‌افزایی توانایی‌ها باشد، لازم و مفید است و قرآن هم به آن اشاره کرده است (۵)؛ اما باید پرسید که چرا جایگاه‌ها این‌گونه تقسیم شد؟ چرا قارون‌ها در بالا قرار گرفته‌اند و اولی‌القوه زیر دست شده‌اند؟ برتری سرمایه‌داران با کدام ملاک معلوم شد؟ چرا این قارون‌ها اجازه پیدا کردند تخت‌روان خود را روی دوش تحصیل‌کرده‌های استخدامی و کارگران اجیر قرار دهند و از آن‌ها برای حمل گنجینه‌های سرمایه خود کار بکشند؟
در داستان طالوت شاهد تقابل دو طرز فکر در مورد ملاک برتری و حاکمیت هستیم. یک فکر طالوت را قبول نمی‌کند؛ چون مال وسیعی ندارد (۶) و فکر دوم ملاک را انتخاب الهی و بسط علمی و جسمی معرفی می‌کند (۷). واضح است که در مقایسه بین ثروت داشتن و قوه فکری و بدنی داشتن، قرآن اولی‌القوه را انتخاب کرده است.
قرآن درباره قارون از گنج‌های بزرگ و ادعای علم یاد می‌کند (۸) و از آنجا که قرآن در برابر او از کسانی که به آن‌ها علم داده شده است نام می‌برد (۹)، پس علم او مورد تأیید قرار نگرفته است و فقط مال و ثروت برای او باقی می‌ماند. در نتیجه قارون در برابر کسانی که واجد قوای علمی و جسمی معتبر باشند، شایستگی حاکمیت و بالادست بودن را ندارد، بلکه برعکس است و این اولی‌القوه‌اند که شایسته هستند.
در تمدن قارونی جایگاه‌ها وارونه شده است و ثروت ملاک برتری شده است. کسانی که دارای قوه فکری و جسمی‌اند سهمی ناچیز از نتیجه استعداد و توانایی خود دارند و سرمایه‌داران تنها به‌خاطر داشتن مال وسیع، ثروت و قدرت و شهرت به دست می‌آورند، با اینکه معمولاً در مقایسه با کارکنان خود استعداد قابل توجهی از نظر فکری و جسمی ندارند.
جنبه دیگر ماجرا این است که نمایش تجملاتی قارون باعث موجی از آرزوهای مادی برای بیشتر داشتن شد که راه رسیدن به آن همان ثروت قارون به نظر رسید (۱۰). این موج می‌تواند جایگاه قارون را در چشم جامعه بالا ببرد تا جایی که ادعای او در مورد علم داشتن و کسب ثروت به‌خاطر علم و ادعای ضمنی شایستگی برای برتری نیز ناخودآگاه موردقبول واقع شود. این قبول اگر به ذهن و دل نخبگان هم نفوذ کند، زمینه را برای پذیرش نظم ناعادلانه و اختلال ارزش‌گذاری و جابه‌جایی جایگاه‌ها آماده می‌کند. یکی از بدترین مفاسد ناشی از خودنمایی قارون‌های سرمایه‌دار این آسیب فرهنگی عمیق و اختلال نظام ارزشی جامعه در مورد موفقیت و شایستگی و در نتیجه تسلیم‌شدن به نظم بی‌اساس ثروت محور است. در جامعه دینی این آسیب ضربه بزرگی به معنویت، تقوا، خدامحوری و ارزش‌های اصلی دینی است و می‌توان گفت که این اختلال ارزش‌گذاری پایه‌های دین‌داری را به لرزه در می‌آورد. شاید به‌خاطر همین باشد که قارون پس از اقدام برای ایجاد این آشوب فرهنگی و اجتماعی با آن عاقبت ترسناک مجازات شد (۱۱).
هشدار مهم داستان این است که وقتی قارون گرفتار شد، گروهی نبودند که او را یاری کنند (۱۲). این می‌تواند توجه ما را به رابطه بین صاحبان سرمایه و کسب‌وکار با کارکنانشان جلب کند. آیا رابطه مبتنی بر حداکثر کار و حداقل امتیاز که کم‌وبیش رایج است و از نظر اقتصادی به‌صرفه به نظر می‌رسد، در مواقع بحران کارآمد است؟ اگر کارکنان هیچ انگیزه‌ای برای نجات بنگاه اقتصادی از بحران نداشته باشند، چه خواهد شد؟ آیا سرمایه‌داران می‌توانند امیدوار باشند که خیل عظیم کارمندان و کارگران آن‌ها در لحظه خطر به آن‌ها وفادار بمانند و آن‌ها و ثروتشان را یاری کنند؟ البته وقتی سرمایه‌داران و بنگاه‌ها در هر بحران کوچک و بزرگ به‌راحتی تصمیم به تعدیل نیرو و قطع رابطه کاری می‌گیرند، چگونه از کارکنان انتظار وفاداری داشته باشیم؟
رابطه قارون با گروه صاحبان قوه سؤالات مهمی در مورد روابط کاری در سرمایه‌داری امروزی پیش می‌آورد که پاسخ آن‌ها می‌تواند هم در درک وضعیت فعلی و هم در فهم وضعیت مطلوب راهگشا باشد.
________________________________________
(۱) وَءَاتَیۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡکُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلۡعُصۡبَةِ أُوْلِی ٱلۡقُوَّةِ قصص: ۷۶
(۲) فَخَرَجَ عَلَیٰ قَوۡمِهِۦ فِی زِینَتِهِۦ قصص: ۷۹
(۳) ٱلۡمَالُ وَٱلۡبَنُونَ زِینَةُ ٱلۡحَیَوٰةِ ٱلدُّنۡیَاۖ کهف: ۴۶
(۴) فَخَسَفۡنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ ٱلۡأَرۡضَ قصص: ۸۱
(۵) نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَیۡنَهُم مَّعِیشَتَهُمۡ فِی ٱلۡحَیَوٰةِ ٱلدُّنۡیَا وَرَفَعۡنَا بَعۡضَهُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّیَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِیّٗاۗ زخرف: ۳۲
(۶) قَالُواْ أَنَّیٰ یَکُونُ لَهُ ٱلۡمُلۡکُ عَلَیۡنَا وَنَحۡنُ أَحَقُّ بِٱلۡمُلۡکِ مِنۡهُ وَلَمۡ یُؤۡتَ سَعَةٗ مِّنَ ٱلۡمَالِ بقره: ۲۴۷
(۷) قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَیٰهُ عَلَیۡکُمۡ وَزَادَهُۥ بَسۡطَةٗ فِی ٱلۡعِلۡمِ وَٱلۡجِسۡمِۖ بقره: ۲۴۷
(۸) وَءَاتَیۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡکُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلۡعُصۡبَةِ أُوْلِی ٱلۡقُوَّةِ قصص: ۷۶ ، قَالَ إِنَّمَآ أُوتِیتُهُۥ عَلَیٰ عِلۡمٍ عِندِیٓ قصص: ۷۸
(۹) وَقَالَ ٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ وَیۡلَکُمۡ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَیۡرٞ لِّمَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗاۚ قصص: ۸۰
(۱۰) قَالَ ٱلَّذِینَ یُرِیدُونَ ٱلۡحَیَوٰةَ ٱلدُّنۡیَا یَٰلَیۡت لَنَا مِثۡلَ مَآ أُوتِیَ قَٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٖ قصص: ۷۹
(۱۱) فَخَسَفۡنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ ٱلۡأَرۡضَ فَمَا کَانَ لَهُۥ مِن فِئَةٖ یَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا کَانَ مِنَ ٱلۡمُنتَصِرِینَ قصص: ۸۱
(۱۲) همان