به قارون گفته شد: «دنبال فساد کردن در زمین نباش که خداوند فسادگران را دوست ندارد.» (۱) در مورد فساد قارون چند نکته وجود دارد:
اول اینکه بر اساس ترتیب آیات، این نهی از فساد قبل از نمایش مغرورانه تجملاتی او بوده است، اما بعد از اشاره به بغی و طغیان او است. شاید نصیحتکنندگان، ریشههای فساد را در قارونِ سرکش دیدند، قبل از آنکه او با آن نمایش ثروت، فساد خود را در جامعه ظاهر کند و مستحق عذاب شود. انگار که این نهی از فساد، تلاش برای پیشگیری از بروز آثار مخرب فساد قارون باشد؛ تلاشی برای علاج واقعه قبل از وقوع.
ممکن است بزرگترین فساد قارون، همان بغی و سرکشی و جدا شدن از مسیر اهل ایمان و علم حقیقی باشد. آن تأکید قارون بر دانش خاص خود (۲) میتواند نشانهای از برتریطلبی بر سایر اهل علم باشد. اتفاقاً اهل علم معمولاً به دنبال ثروت و استفاده دنیوی از آن نبودهاند و قارون با ادعای ثروت از طریق علم، به نوعی علم مفید را همان علم خاص خود معرفی کرد که منجر به ثروت میشود. این یک فاصله آشکار از اهل علم و ایمان و نوعی فساد فکری بود که علم را آلوده کرد.
دیگر اینکه شادی قارون از ثروت خود، که ممکن است عامل طغیان او یا بخشی از سقوطش باشد، یک فساد فرهنگی بود. ایجاد موج دنیاطلبی در جامعهای که پیامبر خدا با هزاران زحمت آن را از پرستش فرعون نجات داد، بزرگترین فساد و خیانت به جامعه است. دنیاگرایی بیش از هر چیز دیگری به جامعه دینی آسیب میزند و معروف است که «رأس کل خطیئه» (ریشه هر خطایی) است.
ایجاد شکاف در جامعه و درگیر کردن مصلحان اجتماعی به درمان آسیبهای ناشی از موج طمع و ثروتجویی، فساد دیگری است که ظلم بزرگی به جامعه محسوب میشود.
فساد دیگر این بود که قارون بهجای احسان کردن و بهکارگیری ثروت خود در راه اعتلای زندگی مردم، آن را وسیله تفاخر و تقابل با پیامبر خدا و ایجاد فتنه در جامعه کرد. این ثروت عظیم که میتوانست با گردش در جامعه، مشکلات زیادی را از سر راه بسیاری از مردم بردارد، با خودخواهی و سرکشی قارون فاسد شد و بهجای درمان زخمهای جامعه، خود تبدیل به یک زخم دردناک شد.
فساد دیگر، نصیحتناپذیری بود. بعد از آن همه نصایح دلسوزانه مصلحان، بهجای اصلاح روش خود، یک جنگ فرهنگی روانی به راه انداخت و شروع به فاسد کردن جامعه دینی کرد. شاید این بود که باعث شد مورد قهر الهی قرار گیرد و آنطور نابود شود.
از قارونهای سرمایهداری امروز نیز تقریباً همه این فسادها سر میزند. علم، تعلیم و تربیت، فرهنگ و رسانه، خانواده و روابط انسانی، سیاست و قانون، اقتصاد و بازار، همه را ابزار سودجویی خود میکنند و فاسد میکنند. بعد هم ادعا میکنند که دارند دنیا را اصلاح و جای بهتری میکنند. اما قرآن میگوید که فسادگر اصلی و حقیقی همینها هستند. (3) زیباترین سخنان اعجابآور را با زبان علمی یا با روشهای رسانهای تکرار میکنند، ولی در پشت این گفتههای زیبا، حرث و نسل را نابود میکنند. (4) کدام فساد و طغیان از این بدتر است؟
________________________________________
(۱) وَلَا تَبۡغِ ٱلۡفَسَادَ فِی ٱلۡأَرۡضِۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُحِبُّ ٱلۡمُفۡسِدِینَ - قصص: ۷۷
(۲) قَالَ إِنَّمَآ أُوتِیتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمٍ عِندِیٓ - قصص: ۷۸
(۳) وَ إِذَا قِیلَ لَهُمۡ لَا تُفۡسِدُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ قَالُوٓاۡ إِنَّمَا نَحۡنُ مُصۡلِحُونَ ، أَلَآ إِنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡمُفۡسِدُونَ وَ لَٰکِن لَّا یَشۡعُرُونَ - بقره: 11-12
(۴) وَ مِنَ ٱلنَّاسِ مَن یُعۡجِبُکَ قَوۡلُهُۥ فِی ٱلۡحَیَوٰةِ ٱلدُّنۡیَا وَ یُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَیٰ مَا فِی قَلۡبِهِۦ وَ هُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ ، وَ إِذَا تَوَلَّیٰ سَعَیٰ فِی ٱلۡأَرۡضِ لِیُفۡسِدَ فِیهَا وَ یُهۡلِکَ ٱلۡحَرۡثَ وَ ٱلنَّسۡلَ ۗ وَ ٱللَّهُ لَا یُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ- بقره: 204- ۲۰۵