قارون از قوم موسی بود، اما بر آنها شورید. خداوند به او گنجهای فوقالعادهای داد. (۱) در مورد نسبت شورش و طغیان قارون با ثروت او چند احتمال وجود دارد.
ممکن است طغیان قارون ناشی از ثروت او باشد. زیاد دیده میشود که ثروت باعث سرکشی، قانونشکنی و فساد میشود. قرآن عامل را احساس قدرت و بینیازی میداند و میگوید که انسان اینگونه است. (۲) ثروت، اگر همراه تقوا و تواضع نباشد، باعث حس استغنا و در نتیجه طغیان میشود. در عمل نیز دیده میشود که فسادهای بزرگ و جنایتهای وسیع به دست ثروتمندان انجام میشود و تبهکار فقیر فقط یک ابزار و خدمتکار است.
همچنین ممکن است طغیان قارون قبل از ثروت باشد؛ یعنی پس از آنکه سرکشی کرد، ثروتی عظیم به او داده شد. این میتواند مصداق یک سنت الهی باشد که در مواردی قرآن آن را معرفی کرده است. یکی از مراحل پیش از عذاب و هلاکت، «املاء» است؛ یعنی قبل از آنکه قوم طغیانکننده نابود شوند، به آنها نعمت زیاد داده میشود که باعث فرو رفتنشان در غفلت و توهم حقانیت میشود. (۳) بعد از آن، نابودی فرا میرسد. انگار اگر پس از هشدار توسط پیامبر و تهدید به واسطه سختیها، بیداری و بازگشت حاصل نشد، مرحله هلاکت آغاز میشود که مقدمه آن، فراوانی و رفاه و ثروت بیش از حد است. (۴)
معلوم میشود این تفکر که ثروت نشانه شایستگی، برتری یا حقانیت است، کاملاً نابجاست؛ چون در بیشتر موارد، ثروتهای فوقالعاده اصلاً ملازم با صلاح و فلاح نیست.
همینطور ممکن است طغیان قارون همان خروج تجملاتی با قصد برهمزدن آرامش جامعه و مقابله با پیامبر خدا باشد، یا یکی از وجوه برجسته طغیان این باشد. (۵) در این صورت قارون بیش از یک مفسد اقتصادی، یک شورشی و مهاجم فرهنگی است. بغی قارون از طریق نمایش ثروت و ایجاد موج دنیاگرایی و آرزوهای مادی در یک جامعه دینی تحقق پیدا کرد.
بههرحال آنچه قرآن از قارون ذکر کرده است ادعای علم او (۶) و نمایش تجملاتی او (۷) و آثار مخرب این نمایش بر جامعه است (8)، پس معنا و مصداق بغی و طغیان باید در همین امور پیدا شود.
اتفاقاً امروزه هم ادعای ثروت ناشی از علم و دانش بسیار است و هم نمایشهای تجملاتی و خودنماییهای قارونهای سرمایهدار. آیا این رفتارها را نمیتوان نوعی طغیان و استکبار و حمله به آرامش و امنیت فرهنگی و روانی جامعه دانست؟
________________________________________
(۱) إِنَّ قَٰرُونَ کَانَ مِن قَوۡمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَیۡهِمۡ ۖ وَءَاتَیۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡکُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلۡعُصۡبَةِ أُوْلِی ٱلۡقُوَّةِ - قصص: ۷۶
(۲) إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَیَطۡغَىٰٓ (۶) أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ (۷) - علق: ۶-۷
(۳) فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِۦ فَتَحۡنَا عَلَیۡهِمۡ أَبۡوَٰبَ کُلِّ شَیۡءٍ حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُواْ بِمَآ أُوتُوٓاْ أَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ فَإِذَا هُم مُّبۡلِسُونَ - انعام: ۴۴
(۴) أَیَحۡسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِۦ مِن مَّالٖ وَبَنِینَ (۵۵) نُسَارِعُ لَهُمۡ فِی ٱلۡخَیۡرَٰتِۚ بَل لَّا یَشۡعُرُونَ (۵۶) - مؤمنون: ۵۵-۵۶
(۵) فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ فِی زِینَتِهِۦ - قصص: ۷۹
(۶) قَالَ إِنَّمَآ أُوتِیتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمٍ عِندِیٓ - قصص: ۷۸
(۷) فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ فِی زِینَتِهِۦ - قصص: ۷۹
(8) قَالَ ٱلَّذِینَ یُرِیدُونَ ٱلۡحَیَوٰةَ ٱلدُّنۡیَا یَٰلَیۡتَ لَنَا مِثۡلَ مَآ أُوتِیَ قَٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ - قصص: ۷۹