قطعاً حوزه علمیه در کشف و تبیین اقتصاد اسلامی نقش مهمی دارد. حوزه علمیه هم صلاحیت این کار را دارد و هم وظیفه ذاتی و فلسفه وجودیاش اقتضا میکند که اصول و اهداف اسلام را از منابع معرفتی آن کشف و برای جامعه تبیین کند. علاوه بر این انتظار میرود که در راه تحقق این اهداف نیز تلاش کند و زمینهساز شکلگیری جامعه مطلوب اسلامی باشد.
نقش اساسی حوزه علمیه در تدوین و معرفی و تحقق اقتصاد اسلامی به این معنی نیست که تمام کار توسط او انجام خواهد شد. حوزه علمیه نمیتواند جای دانشگاه و نهادهای اقتصادی را بگیرد. تعیین جایگاه حوزه علمیه در این فرایند بسیار مهم است.
حوزه علمیه باید اصول و اهداف اساسی مربوط به اقتصاد را از منابع اسلامی کشف کند و به سؤالات زیربنایی اقتصاد پاسخ دهد. در مرحله بعد دانشگاه با استفاده از ابزار و روشهای موجود در علم اقتصاد یا ابداع ابزار و روشهای مناسب، برنامه اقتصادی برای رسیدن به اهداف و حفظ اصول اسلامی را طراحی میکند. بعد از آن نهادهای اقتصادی برنامه طراحی شده را اجرا میکنند.
حوزه علمیه باید در مراحل طراحی و اجرای نظام اقتصادی اسلامی که توسط سایر نهادهای جامعه انجام میشود، نظارت داشته باشد و هم از انحراف از اصول و اهداف جلوگیری کند و هم در صورت نیاز چارچوب اقتصاد اسلامی را تکمیل و اصلاح کند.
حوزه علمیه برای انجام این وظیفه باید با مسائل روز اقتصادی و نیازهای اقتصادی جامعه آشنا باشد. همچنین باید دیدگاههای مختلف اقتصادی را به طور دقیق بشناسد تا بتواند از عهده پاسخ به سؤالات اساسی عرصه اقتصاد برآید. این غیر از تبدیلشدن به یک دانشگاه اقتصاد یا مؤسسه مشاور اقتصادی است که به دولت و نهادهای اقتصادی، طرحهای اجرایی ارائه میکند. قرار نیست حوزه علمیه مثلاً گزارش شاخصهای مختلف را تهیه کند یا یک طرح جزئی برای مدیریت نقدینگی بنویسد یا الگوی کشاورزی و صنعتی ارائه کند.
حوزه علمیه باید مطمئن شود که فرایند طراحی و اجرای طرحهای اقتصادی در جامعه در چارچوب اصول و در جهت تحقق اهداف اسلامی باشد. نقش حوزه علمیه عمیق و اولویتدار است و منحصر در اوست ولی نمیتواند بهتنهایی به نتیجه برسد.