انقلاب اسلامی حرکتی برای رسیدن به تمدن اسلامی جدید است. تلاش برای احیای تجربه تمدن اسلامی در گذشته و تکمیل و گسترش آن با هدف تحقق تمدن مهدوی که غایت تاریخی اسلام است. تمدن مهدوی آن تمدنی است که کاملاً و بدون کم و کاست، طبق اسلام بنا شده و رفتار میکند.
جمهوری اسلامی پایگاه اصلی این حرکت تمدنی است. جمهوری اسلامی منطقه امن و مرکز پشتیبانی انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی توانسته در اولین گام، برای خود یک پایگاه ایجاد کند که برای ادامه حرکت از آن استفاده کند. در مرحله تأسیس تمدن مهدوی، جمهوری اسلامی به معنای فعلی آن جایی ندارد و باید در تمدن اسلامی ادغام شود. آنچه مربوط به دوره مقدماتی و زمینهسازی است، میرود و آنچه اصل و دائمی است، میماند. برای مثال، شاید مجلس خبرگان که جایگاه محوری در جمهوری اسلامی دارد، در تمدن مهدوی غیرلازم باشد یا معنای کاملاً متفاوتی پیدا کند.
از نگاه دشمنان، حذف جمهوری اسلامی کافی نیست. اگر حرکت انقلاب اسلامی در هر قالب و با هر پایگاه دیگر ادامه پیدا کند، تمام نگرانیهایی که باعث برخورد با جمهوری اسلامی شد، نیز ادامه خواهد یافت. دلیل تمرکز بر حذف جمهوری اسلامی این است که تصور میشود که انقلاب اسلامی با از دست دادن این پایگاه، چنان ضعیف خواهد شد که حتی در صورت بقا، به سطح نظری عقب خواهد نشست و به صورت یک تفکر حاشیهنشین در خواهد آمد، شبیه آنچه پس از شوروی برای مارکسیسم اتفاق افتاد.
واضح است که برای ادامه حرکت انقلاب اسلامی، باید از جمهوری نیز با جدیت حفاظت شود. از دست دادن این پایگاه برای انقلاب، یک شکست بزرگ و یک قدم جدی به عقب خواهد بود. ولی حفظ این پایگاه نمیتواند بدون توجه به حرکت اصلی انجام شود. جمهوری اسلامی باید در خدمت انقلاب اسلامی باشد، وگرنه مهمترین فلسفه وجودیاش نقض خواهد شد. البته انقلاب اسلامی هم نمیتواند نسبت به سرنوشت و شرایط جمهوری اسلامی بیتفاوت باشد و به قیمت آسیب جدی به این پایگاه، اهداف خود را دنبال کند. ممکن است گاهی حرکت انقلابی با سرعت کمتر یا با تغییر اولویتها دنبال شود تا جمهوری اسلامی بتواند از یک تهدید عبور کند یا آمادگی برداشتن گام بعدی را پیدا کند.
انتقاد به عملکرد اجزاء جمهوری اسلامی نباید همراه با نادیده گرفتن اهمیت آن یا بدون توجه به چالشها و موانع پیش روی آن باشد؛ ولی انتقاد به کند شدن سرعت یا انحراف از مسیر حرکت انقلاب یا انتقاد از روشها و راهحلهای انتخاب شده برای پیشبرد اهداف، ممکن است با در نظر گرفتن شرایط و پیچیدگیهای اجرایی باشد که در این صورت باید دلسوزی و کمک به نظام و انقلاب محسوب شود.
پس رابطه بین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی یک رابط دو سویه و متقابل است که هر یک باید شرایط دیگری را ملاحظه کند. این ملاحظه باعث دشواری و پیچیدگی تصمیمگیری در موارد جزئی میشود. انقلاب اسلامی اصل و جمهوری اسلامی فرع است؛ ولی آن اصل به این فرع بسیار وابسته است.
رهبر انقلاب پنج مرحله برای انقلاب اسلامی ذکر کردهاند که تحلیل حاضر با آن کاملاً هماهنگ است. این مراحل عبارتاند از نهضت اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور یا جامعه اسلامی و در نهایت تمدن اسلامی. جمهوری اسلامی همان نظام اسلامی است که در مرحله دوم به دست آمده و باید موجب تحقق مراحل بعدی باشد.