به نظر میرسد دو نگاه عمده در مورد ترتیب عدالت و پیشرفت وجود دارد: یکی خواهان عدالت پیش از پیشرفت است و در نظر دارد که بعد از تحقق عدالت، به پیشرفت بپردازد. دیگری پیشرفت را مقدم میشمارد و فکر میکند پس از پیشرفت، عدالت را تأمین خواهد کرد.
تجربه تاریخی، هیچکدام از این دو رویکرد را موفق نشان نمیدهد. در عمل یا پیشرفت فدا شد، یا عدالت، یا هر دو!
راه سوم، “پیشرفت عادلانه” است؛ یعنی فرایند پیشرفت با درنظرگرفتن عدالت طراحی شود و همزمان با حرکت بهسوی جامعهی پیشرفته، راههای ایجاد انحصار و بیعدالتی در فرصتها مسدود گردد.
اگر ظرفیتهای عظیم نوآوری و تولید که در عموم مردم وجود دارد، به فعلیت برسد، سرعت پیشرفت بسیار بیشتر خواهد شد. همانطور که امروز میبینیم، پردازشهای عظیم بهجای ابررایانههای غولپیکر، به شبکههای ابری متشکل از هزاران رایانه کوچک سپرده میشود و نتیجهی کارآمدتری نیز به دست میآید. شکوفایی این ظرفیتهای عظیم، نیازمند وجود فرصت و امکاناتی است که عادلانه در اختیار همه قرار گرفته باشد.
در این نگاه، عدالت نه رقیب و مانع پیشرفت، بلکه موتور محرکهی آن خواهد بود. تلاش برای عدالت، درعینحال، سرمایهگذاری برای پیشرفت خواهد بود، نه هزینهای اجباری و منت بر جامعه.
اگر باور کنیم که هزاران دست و فکر، قطعاً کار بیشتری انجام خواهند داد، شک نخواهیم کرد که مشارکت عموم مردم در پیشرفت، کارآمدتر از انحصارطلبی و تمرکزگرایی است.
نه انحصار دولتی و نه انحصار خصوصی قادر به ایجاد آن میزان پیشرفتی نیستند که با حضور عموم مردم ایجاد میشود.