نبرد تمدنی
نبرد برای تأسیس تمدن جدید
درباره
مدرنِ مظلوم

عقل

تصور کنید سقراط را مجبور کنند به‌جای اینکه با روش خاص خود با دیگران گفتگو کند و آن‌ها را به حقیقت برساند، همان روش خاص را آموزش دهد و مزد بگیرد.
تصور کنید انیشتین به‌جای محاسبه برای کشف روابط اجرام تلسکوپی تا میکروسکوپی، موظف به محاسبه اندازه محصول برای بازارپسندی بیشتر باشد.
تصور کنید کشتی نوح به‌جای نجات نسل موجودات زنده از طوفان، تبدیل به شهربازی شده باشد.
تصور کنید الماس کوه نور را از موزه بردارند و با آن شیشه‌ها را برش بدهند.
این ظلم بزرگی است که چیزی باارزش و بی‌نظیر را در جزئی ناچیز از توانایی‌اش محدود کنند؛ گرچه این جز هم در توان او هست، اما ظلم بزرگ، معطل گذاشتن بخش بزرگ‌تر و مهم‌تر قابلیت‌های اوست.
در روزگار ما عقل به چنین سرنوشتی دچار شده است. تفکر رایج عقل را که باید راهنمای حقیقت، قاضی حق و باطل، حاکم اخلاق و حقوق، سرچشمهٔ علم و کاشف قوانین هستی باشد؛ به ابزار محاسبه و خادم سود و زیان تنزل داده است.
عقل یک اسب قوی و سرکش نیست که برای رام کردن به او افسار بزنیم و برای رسیدن به مقصدی که ما تشخیص داده‌ایم بر او سوار شویم. عقل سیمرغ دانا است که هم راه را می‌داند و هم مقصد را می‌شناسد و هم می‌تواند ما را با خود تا اوج آسمان سعادت ببرد؛ فقط باید به او اعتماد کنیم و از او کمک بگیریم.

تمدن حق ظلم عدالت عقل